چقدر از سهم تصمیم گیری واسه شماس؟

پیش از هر چیز، از خود بپرسید که چقدر از سهم تصمیم گیری به من اختصاص داره؟ یعنی، تشخیص بدین که مسئله دلخواه، چقدر با شما مرتبطه. چه بسیار مواردی که در مسائلی دخالت کردین که شاید هیچ ارتباطی به شما نداشتن.

انگیزه ما آدما واسه ورود به اینجور ماجراهایی، می تونه چیزی از جنس زور، کنجکاوی، ضعف در آخر اندیشی یا دلسوزی تخریبی باشه.

مثلا، افرادی که مهرطلب هستن، اصرار دارن تا به هر راه ممکن، رضایت بقیه رو جلب کنن، حتی اگه به قیمت نارضایتی خودشون تموم شه. این افراد استعداد بیشتری در به عهده گرفتن مسئولیت تصمیماتی رو دارن که هیچ ارتباطی به اونا نداره.

و دیگر اینکه افراد غیرهدفمند هم در دام این نوع تصمیمات گرفتار می شن؛ همونا که برنامه خاصی واسه پیشرفت و تعالی فردی خود ندارن. با این حال، ایشان کارگر بی جیره و حقوق افراد هدفمند می شن. جای تعجب هم نداره؛ چون کسی که خونه ی آرزوهای خود رو نسازد، واسه ساختن خونه ی آرزوهای بقیه خدمت می کنن.

مجبور به تصمیم گیری هستین؟

همونجوریکه اشاره شد، یکی از انگیزهای قبول مسئولیتِ تصمیم گیری، اجباره. مثلا فرض کنین که در شرایطی بحرانی هستین، و با این وجود، کسی که همیشه مسئول و مجری مراحل حل مسئله بوده، الان در دسترس نیس و از طرفی نمی شه که دست روی دست گذاشت. پس شما خود رو مسئول میدونید که آستینا رو بالا بزنین و وارد گود شید.

یکی از مثالای روشن این نوع از تصمیم گیری، وقتیه که شخصی در خیابون، خیلی بر اثر تصادف آسیب دیده. شما میدونید که لازمه تا به سرعت به اورژانس خبر بدین. اما با مشاهده ی ترافیک سنگین، در موقعیتی قرار می گیرین که خود رو مسئول میدونید. هیچ بعید نیس که بخواهید فرد مصدوم رو حمل کنین و به یک مرکز درمانی برسونین. اما روش حمل مصدوم رو بلدین؟ مطمئن هستین که جابه جایی ناشیانه ی اون، نتایج نامطلوبی به دنبال نداره؟ واقعا نمی تونین طوری بهش کمک کنین که مشارکت تون در این، کمه کم خطر ممکن رو به دنبال داشته باشه؟

واسه تصمیم گیری چقدر زمان دارین؟

یکی دیگر از تنگناهای تصمیم گیری، محدود کردن زمونه. وقتی بازه ی زمانی تصمیم گیری کوچیک باشه، باید در در پیش گرفتن تصمیم، سریع تر عمل کنین. همونجوریکه میدونید با افزایش سرعت در تصمیم گیری، احتمال خطا هم بالا میره. بعضی وقتا هم، از سر اشتیاق یا بی حوصلگی تمایل دارین تا زود تصمیم بگیرین. این نکته به ظاهر کم اهمیت، خود می تونه پس ی تصمیمات شما، تأثیر زیادی داشته باشه. مهمترین مثال اون، تصمیم به ازدواج یا طلاقه.

۲۵ نکته ای که فوت و فن تصمیم گیری رو به شما می آموزد آموزشی

در اینجور مواردی، کافیه تا بررسی کنین و ببینین که میشه حل این مسئله رو به تعویق انداخت؟ امکان داره واسه در پیش گرفتن تصمیم درست، به روشی واسه خود وقت بخرین؟

عبور از تنگنای زمان، به شما کمک می کنه تا زمینه رو به اندازه کافی واسه تحقیق و بررسی، صاف کنین. البته به یاد داشته باشین که لازمه تا در صورت داشتن وقت کافی، تصمیم گیری رو بیشتر از اندازه به تعویق نیندازید. چون ممکنه که در دام اهمال کاری اسیر شید و این خود باعث بروز مشکلات زیادی می شه.

کی به شما کمک می کنه تا آسون تر و مطمئن تر تصمیم بگیرین؟

کافیه تا بررسی کنین و ببینین که کسی هست که بشه تصمیم گیری رو بهش واگذار کرد یا دست کم اونو در این مشارکت داد. در صورت تحقق اینجور شرایطی، بارتون سبک تر می شه و درنتیجه، آرامش بیشتری دارین. البته فراموش نکنین که باید تصمیم گیری رو به کسی واگذار کرد که صلاحیت، تمایل و قدرت حل مسئله رو داشته باشه. وگرنه، نه تنها مسئله موردنظرتان حل نمی شه، چه بسا مجبور شید که مسائل تازه اتفاق افتاده رو هم به طومار مشکلات قبلی اضافه کنین!

۲۵ نکته ای که فوت و فن تصمیم گیری رو به شما می آموزد آموزشی

تا جایی که ممکنه صورت مسئله رو شفاف و عینی ترسیم کنین

در طرح مسئله، از کلی گویی، تکرار مکررات و توضیح واضحات دوری کنین. هرچه در این دقیق تر باشین، قدرت مانور بیشتری دارین. وقتی که بدونین پی چی هستین، موفق میشید تا درک بهتری از صورت مسئله داشته باشین؛ چون گفتن: «سؤال خوب، نصف جوابه.»

از اندیشیدن واسه یافتن جواب مسئله باکی نداشته باشین

۲۵ نکته ای که فوت و فن تصمیم گیری رو به شما می آموزد آموزشی

در این مرحله لازمه که اعتماد به نفس داشته باشین. اگه پیش از حل مسئله، خود رو بازنده و ضعیف بدونین، گره ریسمان مشکلات تون رو کور می کنین. از خودتون انتظار نداشته باشین که بیشتر از دانایی و توانایی تون واکنش نشون بدین. اما از طرف دیگه از معرکه هم فرار نکنین. مطمئن باشین که این مسئله در زندگی بقیه و شاید حتی در زندگی گذشته خودتون هم پیش اومده باشه.

واسه یافتن جواب مسئله، عجول و تنگ حوصله نباشید. وقتی به طور آگاهانه درگیر حل مسئله میشید، نیمکره ی چپ مغزتون فعال می شه. نیمکره ی چپ، داده های نپخته ورودی رو به طور منطقی و پشت سر هم، پردازش و دسته بندی می کنه؛ اما این نیمکره ی راست مغزه که درنهایت از این داده های نپخته، جمع بندی و نتیجه گیری می کنه. پس اگه در حل مسئله موفق نبودین، نگران یا عصبانی نشید. کافیه که تمرکز خود رو از حل مسئله به کار دیگری متمرکز کنین. مثلا دوش بگیرین، قدم بزنین یا دوچرخه سواری کنین. می تونین واسه مطالعه بیشتر در این مورد به کتاب « آدم ۲۰۲۰» مراجعه کنین. این کتاب رو «محمدپیام بهرام پور» نوشته و نشر «تعالی» هم اونو منتشر کرده.

در مراحل حل مسئله هیچوقت خودسانسوری و قضاوت نکنین

واسه رسیدن به جواب مسئله، لازمه تا اول با ساکت کردن منتقد درون، بی برنامه و بی معطلی جوابای زیادی رو واسه مسئله پیدا کنین. اصلا درباره درستی یا نادرستی، و شدنی یا ناممکن بودن راه حل هاتون نگران نباشید. به اشتباه فکر نکنین که همه عالم می تونن اینجور مسئله ای رو حل کنن، و اگه یک درمونده ی مفلوک در دنیا باشه، اون شخص، کسی غیر از شما نیس؛ نه! معمولا گنج زیر خروارها خاک مدفونه. پس به امید یافتن گنج، تا می تونین زمین رو بشکافید و خاکا رو پس بزنین تا به مقصود خود نزدیک و نزدیک تر شید. اون وقت می تونین پس از این مراحل، چیزی که رو که درآورده کردین، غربال کنین. درحالی که اگه این غربالگری رو همون اول انجام داده بودین، موفقیت بسیار کمتری براتون حاصل می شد.

در حل مسئله تعداد جوابا اهمیت زیادی داره

اصلا به اولین و آسونترین جوابا بسنده نکنین. این کار لازمه فکر کردن، وقت گذاشتن و سوزاندن فسفره؛ کاری که نوع بشر به طور طبیعی از اون کراهت داره.

شاید براتون جالب باشه که مغز تمایل زیادی به حفظ وضعیت موجود داره. مغز ما در طول روز ورودیای خیلی زیادی رو دریافت می کنه. اگه بخواد همه اونا رو پردازش کنه، زمین گیر می شه. پس با یک آزمایش سردستی و گذری، خیلی از دریافتیای بی کاربرد و غیرضروری رو دور می ریزه. با توجه به این نکته، رسیدن به تعداد جوابای بیشتر، لازمه نفوذ به اعماق مخزن مغز و پرسه زدن در زیر و زبر اینه؛ چون بیشتر جوابای خلاق و مؤثر جایی دور از دیدرس ما مخفی شدن؛ درنتیجه واسه رسیدن به این نقاط، باید بر تنبلی و راه و روش اقتصادی مغز غلبه کرد. واسه مطالعه بیشتر می تونین به کتاب «از شنبه» مراجعه کنین.

پس از عملیات برون ریزی، دست از کار بکشین

واسه رسیدن به نتایج بهتر، حتما از مراحل نوشتن کمک بگیرین. نوشتن قدرت ذهنی شما رو به طور متمرکز به کار میگیره و باعث می شه که تصویری شفاف و عینی از ذهنیات خود به دست بیارین. با این همه، لازمه که پس از تخلیه ی ذهنیات تون، کمی استراحت کنین تا هم انرژی مصرف شده رو بازیابید و هم آتیش احساسات و هیجانات تون سرد شه. اگه داغ داغ تصمیم بگیرین، ممکنه که بعضی از مسائل رو ندیده بگیرین و درنهایت به مقصود خود نائل نشید.

پس پس از کمی استراحت، یافتها و اندوختهای ذهنی خود رو از زیر ذره بینِ بررسی و آزمایش عبور بدین. واسه این کار می تونین از بررسی SWOT کمک بگیرین. بررسی SWOT ابزاریه که به شما کمک می کنه تا در یک اون، تصویری کامل و منظم از نقاط ضعف و قوت، و خطرات و فرصتای به دلیل تصمیم گیری، فراروی خود ترسیم کنین.

واسه تهدیدهای پیش رو راه حل و چاره ای فکر کنین

اگه بی گدار به آب بزنین، معلوم نیس که به چه عاقبتی دچار شید. نتیجه تصمیمات خود رو جدی بگیرین. چه بسا انجام دهنده اشتباه جبران ناپذیری بشین؛ اشتباهی که خیلی وقت مستقیم و غیرمستقیم زندگی شما رو تحت تأثیر بذاره. توجه به پیشگیری از خطرات و مقابله با تهدیدها، احتمال خطا و خطر رو به کمه کم ممکن میرسونه. پس پیشنهاد می شه که واسه پوشش نقاط ضعف تون از کسائی کمک بگیرین که می تونن با توانمندیای خود، شما رو کمک دهند. وگرنه، سعی کنین تا در آخر گزینه ای رو انتخاب کنین که کمترین تهدید و بیشترین فرصت رو به دنبال داشته باشه؛ راه حلی که در اجرای اون، توانمندی بیشتری دارین و نسبت به تأثیرگذاری اون خوشبین تر هستین.

تصمیم گیری قبل از شناخت ارزشای زندگی بسیار خطرناکه

۲۵ نکته ای که فوت و فن تصمیم گیری رو به شما می آموزد آموزشی

واسه عملی کردن نقشه های خود، اول لازمه که نظام ارزشی تون رو بشناسین؛ یعنی بدونین که چی بیشتر از همه براتون اولویت داره. حتما باید این اولویتا رو خودتون انتخاب کرده باشین. اگه بقیه واسه تون انتخاب کرده باشن، با پس گویی جلوتر، مسئولیت تصمیم گیری رو به همونا واگذار کردین. در این شرایط، شما تا زمانی که بی اراده، دنباله رو و گوش به فرمون دیگری باشین، محکوم به این هستین که در صورت رویارویی با مشکلات، به همون افراد مراجعه کنین. فراموش نکنین که طرف مشورت شما، باید طبق نظام ارزشی شما به حل مسئله فکر کنه، نه پسند و دلخواه خودش!

انتخاب ارزشا طبق اولویتا به ما کمک می کنه تا هنگام بروز مشکل کاسه ی چه کنم در دست نگیریم. مثلا، کسی که با استقلال در رؤس هرم نظام ارزشی خود نشسته باشه، تا حد ممکن حاضره تا هزینه و انرژی بیشتری مصرف کنه؛ اما دست تمنا به طرف کسی دراز نکنه. یا کسی که راستی و روراستی از همه چیز براش اهمیت بیشتری داشته باشه، حاضر نمی شه تا واسه رسیدن به هدف خود از بیراهه برود.

اگه اعمال ما با ارزشای فردی مون ناهماهنگ و مخالف باشه، در این پیچیدگی و درهم پیچیدگی، سررشته ی امور از دست مون در میره؛ به نحوی که ممکنه دست به کارایی بزنیم که بعدا پشیمون شیم و نتونیم از اونا دفاع کنیم.

منابع خود رو شناخته اید؟

واسه حل مسئله چاره ای ندارین که یا از منابع خود یا از منابع بقیه استفاده کنین. این منابع می تونن وقت، انرژیِ جسمی و روانی، پول، آبرو، احساس و … باشن. در انتخاب منابع هم، نظام ارزشی و توجه به اولویتا، نقش تعیین کننده ای دارن. پیرو همین قضیه، مثلا، از خود بپرسید که من این قدر وقت دارم که بخوام این مسئله رو خودم به تنهایی حل کنم؟ یا حاضرم که واسه صرفه جویی در وقت، هزینه بیشتری رو متقبل شوم؟ اون قدر انرژی جسمی و روانی دارم که بخوام عوضشِ صرف هزینه مالی یا دریافت کمک از دیگری، بار حل این مسئله رو خود به تنهایی بر دوش بکشم؟

۲۵ نکته ای که فوت و فن تصمیم گیری رو به شما می آموزد آموزشی

ترس از تصمیم گیری رو از دور خود بتارانید

در همین حساب و کتاب هاست که سروکله ی «ترس از تصمیم گیری» پیدا می شه. توضیح ساده ی این معنی اینه که واسه ترک وضعیت موجود، با هدف رسیدن به وضعیت مطلوب، باید خطرات رویارویی با تغییرات پیش بینی ناپذیر رو به جون خرید؛ البته این کار جربزه زیادی می خواد. در همین خصوص، جکسون براون می گه: «برندگان، کارایی رو انجام میدن که بازندگان، خوب میدونن و می شناسن و فرصتش رو هم دارن. اما میلی به انجام اون ندارن.» شاید بشه گفت که این ترسه که بیشتر به شکل بی میلی ظاهر می شه.

۲۵ نکته ای که فوت و فن تصمیم گیری رو به شما می آموزد آموزشی

پرواضحه که ترس از تصمیم گیری، می تونه به بی میلی بیشتر یا همون اهمال کاری منجر شه. نتیجه احتمالی اهمال کاری، مسئولیت گریزی، خشونت و فرافکنیه. وقتی بقیه رو مقصر بدونین، دیگر واسه حل مسائل خود سعی نمی کنین. توقع دارین تا بقیه بیان و مسئله رو حل کنن. این نوع دیدِ طبق خدمت خواهی، ارتباطات ما رو با بقیه با مشکل روبه رو می کنه.

با این همه، واسه زورآزمایی با ترسِ به دلیل تصمیم گیری، اول از خودتون بپرسید: در صورت دانستن صورت مسئله به طور شفاف و قابل لمس، و داشتنِ تمایل و توانایی واسه حل اون، جسارت، روشنی و قاطعیت اونو دارم که واسه حل مسئله پا پیش بذارم؟ یا می ترسم که به در بسته بخورم؟ یا می ترسم مسخره شوم؟ یا ترس دارم که مجبور بشم به بقیه جواب پس دهم؟ یا اینکه به سختی و تقلا بیفتم؟

تصمیم گیری به طور ذاتی، با ابهام گره خورده س. خیلی از اوقات نمی دونیم که سعی مون نتیجه ای می ده یا نه؟ نتیجه اون دلخواهه یا نه؟ خیلی راحت به دست میاد یا نه؟ به سرعت به دست میاد یا نه؟ همه این موارد خاطرنشان می کنن که اگه مهارت تصمیم گیری، آسون یاب و در دسترس بود، اون وقت یاد گرفتن اون، این قدر اهمیت و ضرورت نداشت.

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   ۴ اشتباهی که والدین پس از طلاق انجام دهنده می شن 

اگه زمین گیر ترس از تصمیم گیری بشین، حس رقابت جویی و حسادت در شما بیدار می شه

خیلی از افراد، با رسیدن به این نقطه، توقف می کنن. اونا واسه توقف خود دلیل می تراشند. کمتر کسی پیدا میشه که کمه کم با خودش صادق باشه و به وجود این نیروی بازدارنده اقرار کنه. معمولا در اینجور مواردی، این افراد در عین توقف، توجه می کنن که بقیه در این نقطه چه واکنشی انجام میدن. اگه کسی مثل اونا توقف کنه، این می تونه شروع یک دوستی باشه؛ البته یک دوستی ویرانگر! هر دو واسه هم عزا می گیرن و به میّت و صاحب عزا بد و بیرا میگن.

اتفاق بد دیگری که رخ می ده مشاهده ی موفقیت دیگرونه. هرکی که بتونه و بخواد که از سد این مسئله عبور کنه، گویی به یه جور داره بر ناتوانی و ناشایستگی این افراد، مهر تأیید می زنه. اگه اونا اهل راستی و روراستی با خودشون بودن، هیچوقت به این حال و روز نمی افتادند. حال چه جوری می تونن تحمل کنن که فرد دیگری این ناتوانی رو به ایشان یادآوری کنه؟

اگه خدای ناکرده شمام مثل این افراد، در این گرداب گرفتار شید، اون وقته که واسه جلوگیری از رویارویی با اینجور وضعیتی، مجبور میشید که انرژیای تخریب گر خود رو فعال کنین؛ چون غیر از اینا چیز دیگری براتون باقی نمونده. شما و هم دسته ای هاتون موجودات خطرناکی شدین؛ چون قبلا، به جای حل مسئله، به حذف مسئله روی آورده اید، و حال نمی تونین تحمل کنین که کسی در حل مسئله مثل با شما، موفق عمل کرده. شما حتی می خواید همین مسئله رو هم حذف کنین!

چرخ رو از اول اختراع نکنین

گفتنیه که دانا از اشتباهات بقیه درس میگیره؛ اما نادان از نابلدیای خودش هم چیزی نمی آموزد. اگه روش هایی که در پیش گرفتین، برابر با کارکرد دانایان نباشه، اون وقت از یک سوراخ بارها گزیده میشید و درنتیجه نادانسته و ناخواسته، به عزت نفس خود چوب حراج میزنین؛ پس شایستهه تا بررسی کنین که پیش از شما، بقیه در صورت رویارویی با مسئله ای مثل این، چه واکنشایی نشون دادن؟ این واکنشا چه نتایج و عواقبی داشتن؟ کجای کار اونا اشتباه بوده؟ و …

با جربزه مسئله رو تیکه تیکه کنین

یکی از روشای مقابله با ترس به دلیل تصمیم گیری، خرد کردن اون مسئله به قدمای اجرایی کوچیک تر و آسون تره. در این حال، دیگر از هیبت بزرگ و شمایل وحشت آور ساده اون، ترس ای نخواهید داشت. نتیجه اینه که می تونین قدم به قدم، واسه حل این خرده مسئله ها سعی کنین؛ حتی در صورت احتیاج به کمک، می تونین اجرای هر قسمت از روش انتخابی واسه حل مسئله رو به کسی واگذار کنین؛ کسی که می تونه اونو به نسبت، درست، سریع و ساده بکنه.

شبکه ارتباطی تون چه وضعی داره؟

۲۵ نکته ای که فوت و فن تصمیم گیری رو به شما می آموزد آموزشی

یکی از مواردی که در این لحظات بحرانی، به کمک شما میاد، هنر شما در مهارت شبکه سازی ارتباطیه. پیش از این موفق شدین تا یه سری از افراد موثر و راه گشا رو دور خود جمع کنین؟ در نظر این افراد، متخصص، معتبر و محترم هستین؟ با اونا دادوستد دوطرفه و متناسب دارین؟ یا اینکه وقت و توان خود رو به بطالت کذرونده اید؟ طوری که به دلیل تهیدستی و بی مایگی، افراد صاحب قدرت از دوستی با شما اکراه دارن؟

اگه هم به فرض اینجور باشه، این پایان ماجرا نیس. تغییر رو از همین لحظه شروع کنین. اجازه ندین تا بیشتر از این در سراشیبی ناتوانی و یأس پس رَاون و لغزش داشته باشین. واسه تحقق این هدف، کافیه تا هم حالا توانمندیای خود رو تا حد ممکن پیشرفت بدین یا دست کم در اولین فرصت، نسبت به شکفتن و پرورش اونا خود رو مجبور کنین.

مهارت خواسته کردن رو یاد بگیرین

شما ممکنه که خواه ناخواه مجبور شید تا از کسی کمک بگیرین؛ اما مرحمت و انسانیت بقیه، همیشه با صمیمیت و قصد پاک نثار شما نمیشه؛ پس از روبرو شدن با جواب منفی بقیه خود رو نبازید. جواب منفی ایشان حتما به معنای این نیس که شما لیاقت دریافت کمک رو ندارین؛ بلکه به معنای اینه که باید واسه دریافت کمک به شخص دیگری مراجعه کنین، یا دست کم طور دیگری عمل کنین.

در این مواقع هیچوقت با طرف مقابل خود وارد بگو مگو نشید. از یاد نبرین که شما در حال خواسته هستین نه ارسال دستور. این دستوره که باید اجرا شه. خواسته پس از بررسی یا پذیرفته یا رد می شه، و در صورت پذیرفته شدن هم، شایسته سپاسگزاریه.

در همین خصوص، واسه موفقیت در جلب کمک بقیه، می تونین به اونا اطمینان بدین که در فرصت مناسب و دوطرفه، حتما به یه جور زحمات شون رو جبران می کنین؛ اما اگه به نتیجه نرسیدید، مأیوس نشید. مطمئن باشین که خدا بزرگ، جواب احتیاج شما رو در جایی دیگر قرار داده.

در صورت رویارویی با جواب منفی، می تونین از همون افراد بخواهید تا راه دیگری پیش پای شما بذارن. ممکنه که اینجوری گره از مشکلات تون باز شه؛ شاید پیشنهاد ی اونا واسه شما آشنا باشه؛ پیشنهاد ای که شما به خاطر استرس زیاد، پاک اونو از یاد برده بودین.

سکوت همیشه هم علامت رضایت نیس

به این نکته، به طور ویژه توجه کنین. مواظب باشین که از اون طرف بام نیفتید. جلب موافقت سست و دروغین بقیه هم، به اندازه کافی خطرناکه. این موافقت گویی مثل پل معلقیه که هر لحظه ترس فرو ریختن اون میره.

اگه به یاد داشته باشین، در اول همین مقاله به ویژگی اساسی افراد مهرطلب اشاره شد. ممکنه که شما از فردی با این ویژگی، خواسته کرده باشین. در این مواقع باید بسیار مراقب باشین. چون احتمال داره که اون از دست شما ناراحت شه یا اینکه هر دو از هم دل آزرده شید.

ممکنه که فرد مهرطلب نخواد یا نتونه که به شما کمک کنه؛ اما قاطعیت و روشنی لازم رو واسه اعلام حرف دلش نداشته باشه. هرچه شما عجز و التماس بیشتری از خود نشون بدین یا الطاف قبلی خود رو به رخ اون بکشین، میدون رو هرچه بیشتر بر اون تنگ می کنین. اون ناتوانی خود رو در قاطع بودن پس می زنه و رد می کنه و درعوض از شما کینه به دل میگیره؛ حتی در همون حال که لبخند می زنه و تعارف می کنه، بعید نیس که در دلش قیامتی برپا باشه و هر لحظه با خودخوری، به شما و زمین و زمان، دشنام بده.

شما دارین آتشی رو در سینه ی اون می افروزید که اون نمیتونه اونو خاموش کنه. اون این زبانهای سوزان رو اون قدر درون خود حبس می کنه تا اینکه با کسی روبرو شه که از خودش ضعیف تره. آنجاست که اینجور فردی رو با بی عدالتی به آتیش می کشه. این شخص می تونه همسر یا فرزندان اون باشن. البته بعد هم به اشتباه خود پی می بره. خودشو سرزنش می کنه؛ ولی با دفع مسئله، دوباره کینه ی شما در دلش بیدار می شه.

پشتِ رو دربایستی رو به خاک بمالید

واسه جلوگیری از رخدادهای بد به دلیل رودربایستی، پیشنهاد می کنیم که از فرد مهرطلب، این اینجور خواسته کنین: اول مسئله رو سریع و بی طول و تفصیل بهش بگید. توضیح بدین که به چه دلیل بهش مراجعه کردین. بدون تکلف و تملق، بهش یادآوری کنین که چه لیاقتا و توانمندیایی داره. بگید اصلا همین تواناییا بوده که شما رو واداشته تا واسه دریافت کمک به طرف اون بیایید.

با این همه، اگه به جای مراجعه حضوری، جواب رو به شکل دیگری مثلا تلفن یا ایمیل از اون دریافت کنین، به خودتون خدمت بزرگی کردین؛ چون واسه اون سخته تا در چشمان درمونده و چهره ی ملتمس شما نگاه کنه و با این وجود جواب منفی بده؛ وگرنه، احتمال داره که اون به بهونهای جورواجور، همیشه از دست شما فرار کنه؛ مثلا شاید موبایلش رو خاموش کنه. شاید جواب پیامک تون رو نده تا خودتون بیخیال شین و دست از سرش وردارین؛ حتی ممکنه که به دروغ از همسر و فرزندانش بخواد که به شما بگن اون در خونه نیس و معلوم نیس که کجا رفته و کی بر می شه.

توانا بود هر که کوشا بود

گذشته از چیزی که پیشنهاد شد، به طور کل واسه روبه رو نشدن با ناتوانی و درموندگی دوباره، با مهارت آموزی، دایره ی تواناییای خود رو گسترش بدین؛ اون وقت از میزان وابستگی تون به بقیه کم کرده میشه؛ چون دیگر مجبور نیستین تا سراسیمه و پریشون حال، با رخ دادن کوچیک ترین مسئله ای، به آب و آتیش بزنین و واسه دریافت کمک، دست خواهش به طرف هر کسی دراز کنین. دیگر امتیاز مهارت آموزی اینه که می تونین با نمایش توانمندی هاتون به درد بخور بودن خود رو نشون بدین؛ این به شما کمک می کنه تا در شبکه سازی ارتباطی، موفق تر عمل کنین.

کوه به کوه نمی رسه، آدم به آدم می رسه

یکی دیگر از مسائل حساس در تصمیم گیری، کمک گرفتن در لحظات بحرانی، از کسیه که قبلا با اون روابط ناجوری داشته اید. گویی دست روزگار جواب احتیاج شما رو در وجود اون گذاشته. این بهترین فرصت واسه اوست تا به شکلی اساسی حال شما رو جا بیاره؛ چون حالا شما در موضع ضعف قرار دارین و اون موقعیت رو مناسب می بینه تا تلافی کنه.

در اینجور مواردی، اگه گفتگوی شما از راه اصلی خود به طرف ماجراهای تلخ گذشته منحرف شد، به جای خواهش و عذرخواهی، فورا صحنه رو ترک کنین. کافیه بگید که الان در شرایطی نیستم که بخوام در این باره جواب پس بدهم. نکنه گردن کج کنین و آبغوره بگیرین. این کار نه تنها شما رو به هدف نزدیک نمی کنه، بلکه می تونه بر آتیش کینه توزی حریف تون دامن بزنه.

خواسته مشاوره نشونه خردمندیه نه ناتوانمندی

اگه واسه یافتن راه حل درست و حتی مراحل اجرای اون، از یک متخصص زبده کمک بگیرین، آرامش بیشتری دارین. چه بسا ناراحتیا و دل نگرانی هاتون به ناآگاهی شما از درک مشکل پیش اومده برگرده. در این موقعیت، راهنمایی یک متخصص، می تونه آرامش رو به شما برگردونه. اون می تونه حتی در مراحل جور واجور اجرای راه حل، شما رو همراهی و کمک کنه.

اما باید از هر کسی که از گرد راه رسید مشورت گرفت؟ نه! بعضی وقتا درمیان گذاشتن مسئله با بقیه، خود تبدیل به مسئله ای دیگر می شه. شاید ترجیح بدین که این متخصص رو از بین افرادی ناآشنا و خارج از محدوده اقوام و خویشون انتخاب کنین تا دیگر مجبور نباشید که در مهمانیا و دورهمیا بهش جواب بدین که ماجرا چه جوری پیش رفت؛ و با این وجود نگران این نباشید که نکنه با بی مبالاتی حرف شما رو با آشنایان تون درمیان بزاره.

قرار نیس خواسته مشورت، به فرار از تصمیم گیری منتهی شه

فراموش نکنین که دریافت مشورت از بقیه، به معنای اون نیس که حل مسئله رو به اونا واگذار کردین؛ بلکه به این معناست که در علم، تجربه، توانایی و منابع اون شریک شدین؛ اما در آخر، این خود شما هستین که باید تصمیم پایانی رو بگیرین؛ درست مثل کسی که از بین سیم آبی و قرمز، باید یکی رو قطع کنه تا آخر بمب خنثی شه؛ وگرنه، اگه موفق شید اون وقت لذت واقعی فتح و پیروزی رو از کف دادین؛ چون شما دیگری رو به نیابت از خود به میدون فرستاده بودین، و اگه شکست بخورین دنبال مقصر می گردین تا مسئولیت شکست رو به گردن اون بندازین.

سنگ بزرگ علامت نزدنه

آموختن مهارت تصمیم گیری رو از تصمیمات ساده تر و کوچیک تر شروع کنین. به یاد داشته باشین که واسه رسیدن به سطح مطلوبی از این توانمندی، باید به طور دائمی و تدریجی سعی کنین. هیچکی یهو علامه تصمیم گیری نمی شه.

اول، با پرورش نیمکرهای چپ و راست مغزتون، کیفیت تفکر انتقادی و تفکر خلاق رو در خود بهبود بدین؛ اون وقت به جنگ با ترس به دلیل تصمیم گیری برید. بعد از سد اهمال کاری و مسئولیت گریزی عبور کنین تا آخرسر به هدف خود برسین.

کتابای بسیاری در این مورد نوشته شده. مثلا می تونین کتاب «از شنبه» به قلم محمدپیام بهرام پور رو بخونین. این کتاب به طور ویژه به مسئله اهمال کاری یا همون پشتِ گوش انداختن پرداخته. کتاب «آموزش مهارتای زندگی FOR DUMMIES» نوشته «جنی پردی» هم گزینه خوبیه. این کتاب به وسیله انتشارات «آوندِ علم» و با ترجمه ی «فرشید قهرمانی» منتشر شده. در این کتاب هم، جدا از اینکه آشنایی کلی با مهارتای لازم زندگی، درخصوص تصمیم گیری هم مطالب زیادی یاد می گیرین. کتاب فوق العاده مهم دیگر، «نظریه ی انتخاب» از «ویلیام گلاسر» است. مطالعه این کتاب، بر زندگی شخصی خود من تأثیری بسیار مثبتی داشته.

سخن پایانی

مطمئن باشین که هیچ شخصی وجود نداره که همه تصمیماتش از اول تا انتها درست بوده باشه؛ مگه انبیاء، امامان و مردها بزرگ و انتخاب ی الهی. با این توضیح، نکته مهم اینه که از هر اشتباه خود، عبرت بگیرین تا همیشه انجام دهنده اون نشید. اشتباهات جدید چیزی جز آموختن و تجربه اندوزی نیس؛ پس کوله بارتون رو از تجربیات زیاد و جور واجور جمع کنین. کافیه که از لاک واکنش و رکود بیرون بیایید تا با نمایش جربزه و خلاقیت خود، به احساس افتخار برسین.

۲۵ نکته ای که فوت و فن تصمیم گیری رو به شما می آموزد آموزشی

تهیه شده در: chetor.com

دسته‌ها: آموزشی